دانلود کتاب های رمان برای انواع موبایل - تبلت - کمپیوتر

دانلود کتاب های رمان برای انواع موبایل - تبلت - کمپیوتر

دانلود کتاب های رمان برای انواع موبایل - تبلت - کمپیوتر

دانلود کتاب های رمان برای انواع موبایل - تبلت - کمپیوتر

دانلود کتاب های رمان برای انواع موبایل - تبلت - کمپیوتر


http://goldjar.blog.ir

http://goldjar2.blogfar.com

https://telegram.me/goldjar

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

عشق و احساس من  

جلد 1 و 2

آبی برنگ احساس من 

 

نویسنده : فرشته تات شهدوست

Fereshteh27

ژانر : عاشقانه  پلیسی  هیجانی

لینک دانلود جلد اول 

نسخه آندروید معمولی apk

نسخه آندروید حرفه ای apk

نسخه آیفون تبلت epub

نسخه جاوا پرنیان jar

نسخه جاوا کتابچه jar

نسخه پی دی اف pdf


لینک دانلود جلد دوم

نسخه آندروید معمولی apk

نسخه آندروید حرفه ای apk

نسخه آیفون تبلت epub

نسخه جاوا پرنیان jar

نسخه جاوا کتابچه jar

نسخه پی دی اف pdf


       درباره رمان :

داستان درباره ی دختری به اسم بهار هست که با مادرش زندگی می کنه..وضعیت زندگیشون زیاد خوب نیست تا حدی که اون مجبور میشه به محض اینکه دیپلمشو گرفت بره تو یه شرکت و بشه منشی اون شرکت..به خاطر زیبایی که داشته پسر رییس شرکت کیارش صداقت میاد خواستگاریش که بهار هم با اینکه علاقه ای به اون نداشته به خاطر وضعیتشون درخواستشو قبول می کنه و نامزد می کنند ..تو سفری که به شمال داشته با سرگرد آریا رادمنش رو به رو میشه ..…توی مدت نامزدیش با کیارش خیلی اذیت میشه و ناخواسته و ناغافل مسیر زندگیش تغییر می کنه.. و ادامه ی ماجراهایی که قراره توی این رمان برای بهار اتفاق بیافته..اتفاقاتی تلخ و شیرین..پر از فراز و نشیب که زندگی ساده ی بهار رو دست خوش تغییراتی قرار میده که بهار هرگز فکرشو هم نمی کرد زندگیش اینطور متحول بشه.. داستانی از عشق و دوست داشتن.. از یه دختر ساده با ظاهر و باطنی پاک و زیبا که تقدیر خواب های زیادی براش دیده و بهار باید با اون ها رو به رو بشه ولی اون تنها نیست..../ پایان خوش

 

و در جلد دوم می خوانید که :

بهار همون شبی که می خواد صندوق رو باز کنه و بفهمه منظور مادرش از بیان اون حرف ها چی بوده..ناگهان برق ها قطع میشه..رعد برق شدیدی می زنه..شدت باران زیاد بوده..بهار می ترسه..برای اولین بار از وقتی تنها شده می ترسه..میره بیرون که از همسایه شون کمک بگیره..از صدای رعد وبرق وحشت داشته..ولی همین که قدم به داخل کوچه میذاره و جلوی خونه ی همسایه می ایسته..ناگهان دستی جلوی دهانش رو می گیره و توی این رمان قراره اتفاقات زیادی بیافته..اتفاقاتی که سرنوشت بهار رو تغییر میده..یکی از همون اتفاقات فرستاده شدن بهار به دبی هست..و اتفاق دیگری که می تونه برای بهار سرنوشت ساز باشه اسراریه که در اون صندوقچه نهفته..ولی ایا دستش به اون صندوقچه می رسه؟..یا اینکه ناخواسته مسیر زندگیش تغییر می کنه و اون هم طبق همون چیزی که در اون صندوق هست؟..اریا کمکش می کنه؟..بر می گرده؟..سرنوشت این دو  " چی میشه

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی